چرا حضرت ابوبکر رضى الله عنه در تشییع جنازه حضرت فاطمه رضى الله عنها شرکت نکرد؟

سوال شیعه ها: اگر ايشان كه دختر مورد احترام پيامبر بوده و پيامبر مدام به ايشان تاكيد ميكردند، به مرگ طبيعي و يا در اثر بيماري فوت كرده باشد بايد مسلمانان (مخصوصا خليفه مسلمانان) او را كه يادگار پيامبر است با جلال و شكوه دفن ميكردند. ....
جواب بدهید که چرا با جلال و شکوه دفن نشده است.

جواب ما :
جواب ما این است که باید حوادث را در قالب محیط دید.
برای روشن شدن موضوع مثالی میزنم:
یک ایرانی اگر زنی از خاندانش بمیرد حتی در روزنامه ها اعلان میکند و عکس زن را هم چاپ میکند و عکس مرده را بر در و دیوار میزند.
اما افغانها معمولا چنین نمیکنند، عکس که نمیگیرند، بلکه شما اگر عکس زن مرده را چاپ کنید شاید شما را بکشند حتی در مراسم خاکسپاری فقط افراد نزدیک زن شرکت میکنند.
و حتی وقتی میخواهند زن را داخل قبر بگزارند چند نفر از افراد فامیل پرده ای در جلوی چشم همان بقیه اندک میگیرند.
یک عادت افغانها این است که زن که مرد، خانواده شوهر حق کفن و دفن او را ندارند باید جسد مرده را بیاورند و تحویل پدر یا برادر زن بدهند اگر چنین نکنند حتی متهم به قتل میشوند.
حالا یک زوج را تصور کنید که زن افغانی و مرد ایرانی باشد.
زن بمیرد و ایرانی برسم خود او را دفن کند.
حالا تصور کنید که یک مغرض اون کنار نشسته میخواهد روابط بین ایرانی و افغانی را خراب کند و هی تبلیغات کند که ایرانی زن افغانی خود را کشته و دلیلش این است که مرده را تحویل نداده و بگوید ایرانی افغانی را بی آبرو کرده و دلیلش این باشد که عکس مرده را به درو دیوار زده.
افغانهای بی خبر از رسم و رواج ایرانی ها با توجه به رسومات خود فورآ حرف مغرض را قبول میکنند.
و این است حال عوام شیعه که رسم عرب را نمیدانند و گمان میکنند بر حضرت فاطمه ظلم شده و حرف مغرضان را قبول میکنند.
شما تاریخ صدر اسلام را بخوانید برای کدام زن مراسم تشیع جنازه مفصل گرفتند؟
اصلا اون وقت ها برای مردان هم نمیگرفتند چه برسد به زنان.
مثل امروز نبود که خمینی مرد از سراسر ایران مردم را جمع کردند.
در اسلام که فرض نشده اگر کسی مرد همه مردم شهر جمع شوند.
فاطمه که مرد، افراد خانواده اش علی و عباس و بقیه دفنش کردند.
این رسم عربان بود که زن که میمرد را فامیل خودش دفن میکردند و خانواده شوهری فاطمه، همان خانواده پدری فاطمه هم بود چون با پسر عموی خود عروسی کرده بود و حضرت عباس هم عموی علی بود هم عموی فاطمه
لذا بی سروصداتر دفن شد.
زن عمر و ابوبکر هم که مردند درجایی نخواندم همه مردم جمع شده باشند کسی جار نزده که جمع شوید ملکه اسلام مرده.
پس در دفن بی سروصدای فاطمه چیزی غیر عادی وجود ندارد البته اگر شیعه مغرض نباشد.
حالا اگر قبول کنیم که داستان شیعه مغرض درست است و ایرانی زن افغانی خود را کشته باشد.
دیگر آن افغانی هرگز نباید دختر دوم خود را به ایرانی بدهد.
اگر داد پس خیلی نادان است.
و ما میدانیم که بعد از این واقعه، حضرت علی دختر خود، دختری که فاطمه او را زاییده بود را به حضرت عمر داد.
پس یا داستانی که شیعه پیرامون دفن فاطمه ساخته و آن را غیر عادی جلوه داده دروغ است یا علی دختر خود را به عمر نداده.
اما معتبر ترین کتب شیعه هم معترفند که عمر داماد علی بوده.
پس شیعه چه دارد که بگوید؟

 محمد باقر سجودی

دیدگاه ها

به نام ایزد منان سلام بر

به نام ایزد منان
سلام بر حقیقت جویان

نویسنده ی جاهل و بی سواد مقاله نوشته است:

شما تاریخ صدر اسلام را بخوانید برای کدام زن مراسم تشیع جنازه مفصل گرفتند؟

پیرو تذکر بجای محقق گرانقدر جناب آقای همشهری، بنده به 3 نمونه ی دیگر در خصوص زنان بزرگ صدر اسلام یعنی همسران رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) اشاره می کنم. در همه ی این موارد خلیفه ی وقت یا حاکم مدینه بر جنازه ی فرد نماز خوانده اند. یعنی مراسم مفصل تشییع جنازه.

1- زینب بنت جحش
وی در دوران حکومت عمر بن خطاب درگذشته است. عمر بن خطاب بر جنازه ی او نماز خوانده و چهار تکبیر می گوید.

أخبرنا محمد بن عمر حدثني الثوري ومنصور بن أبي الأسود عن إسماعيل بن أبي خالد عن الشعبي عن عبد الرحمن بن أبزى قال كانت زينب أول نساء رسول الله صلى الله عليه و سلم لحوقا به ماتت في زمان عمر بن الخطاب فقالوا لعمر من ينزلها في قبرها قال من كان يدخل عليه في حياتها وصلى عليها عمر وكبر أربعا .
الطبقات الكبرى، ابن سعد، ج 8 ص 110

2- حفصه بنت عمر بن خطاب
او در دوران خلافت معاویه از دنیا رفته است. می دانیم که مقرّ حکومت معاویه در شام بوده، پس وی نمی توانسته در نماز حفصه شرکت کند. اما عامل وی در مدینه، یعنی مروان بن حکم بر حفصه نماز می گزارد.
حتی مروان جنازه ی حفصه را تا قبرستان بقیع تشییع می کند. و معلوم است که وقتی حاکم شهر در این مراسم شرکت نموده، همه ی بزرگان و مردم هم در این مراسم شرکت کرده اند.

قال محمد بن عمر توفيت حفصة في شعبان سنة خمس وأربعين في خلافة معاوية بن أبي سفيان .
أخبرنا محمد بن عمر حدثنا معمر عن الزهري عن سالم عن أبيه قال توفيت حفصة فصلى عليها مروان بن الحكم وهو يومئذ عامل المدينة .
أخبرنا محمد بن عمر حدثنا موسى بن إبراهيم عن أبيه عن مولاة لآل عمر قالت رأيت نعشا على سرير حفصة وصلى عليها مروان في موضع الجنائز وتبعها مروان إلى البقيع وجلس حتى فرغ من دفنها .
الطبقات الكبرى، ابن سعد، ج 8 ص 86

3- جویریه بنت حارث
او نیز همانند حفصه در دوران معاویه از دنیا رفته و لذا مروان بن حکم حاکم مدینه بر جنازه اش نماز گزارده است.

أخبرنا محمد بن عمر حدثني عبد الله بن أبي الأبيض عن أبيه قال توفيت جويرية بنت الحارث زوج النبي صلى الله عليه و سلم في شهر ربيع الأول سنة ست وخمسين في خلافة معاوية بن أبي سفيان وصلى عليها مروان بن الحكم وهو يومئذ والي المدينة .
أخبرنا محمد بن عمر أخبرني محمد بن يزيد عن جدته وكانت مولاة جويرية بنت الحارث عن جويرية قالت تزوجني رسول الله وأنا بنت عشرين سنة قالت وتوفيت جويرية سنة خمسين وهي يومئذ ابنة خمس وستين سنة وصلى عليها مروان بن الحكم .
الطبقات الكبرى، ابن سعد، ج 8 ص 120

پس ادعای دروغین نویسنده رد شد.
نویسنده در ادامه نوشته است:

این رسم عربان بود که زن که میمرد را فامیل خودش دفن میکردند و خانواده شوهری فاطمه، همان خانواده پدری فاطمه هم بود چون با پسر عموی خود عروسی کرده بود و حضرت عباس هم عموی علی بود هم عموی فاطمه
لذا بی سروصداتر دفن شد.

اگرچه در سه موردی که ما ذکر کردیم به اضافه ی موردی که آقای همشهری نقل کرد، معلوم شد که نویسنده رسمی را از خودش به عرب نسبت می دهد، اما اکنون مطلب دیگری را می آوریم.
یکی دیگر از همسران رسول اکرم، میمونه است. وی در دوران خلافت یزید بن معاویه در حالی که آخرین همسر ایشان است از دنیا می رود. از آنجائی که رابطه ی یزید با اهل مدینه و خانواده ی رسول خدا خوب نبود، لذا نماز او را حاکم مدینه اقامه نمی کند. اما این باعث نمی شود که اصحاب بزرگی چون ابن عباس از تشییع جنازه ی وی بگذرند. لذا می بینیم که ابن عباس در تشییع او حاضر شده و بر وی نماز می گزارد.
اما نکته ی جالب توجه، حضور چند تن در قبر میمونه است. یزید بن اصم می گوید: ابن عباس، عبد الرحمن بن خالد بن وليد، من، و عبید الله خولانی در قبر او داخل شدیم.

قال محمد بن عمر توفيت سنة إحدى وستين في خلافة يزيد بن معاوية .
أخبرنا محمد بن عمر حدثنا ابن جريج عن عطاء قال توفيت ميمونة بسرف فخرجنا مع ابن عباس إليها فقال إذا رفعتم نعشها فلا تزعزعوها ولا تزلزلوها فإنه كان للنبي صلى الله عليه و سلم تسع نسوة كان يقسم لثمان ولا يقسم لواحدة .
وقال غير ابن جريج في هذا الحديث توفيت بمكة فحملها عبدالله بن عباس وجعل يقول للذين يحملونها ارفقوا بها فإنها أمكم حتى دفنها بسرف .
أخبرنا محمد بن عمر حدثنا عبدالله بن المحرر عن يزيد بن الأصم قال تحضرت قبر ميمونة فنزل فيه ابن عباس وعبدالرحمن بن خالد بن الوليد وأنا وعبيدالله الخولاني وصلى عليها ابن عباس .
الطبقات الكبرى، ابن سعد، ج 8 ص 140

عبید الله خولانی ربیب میمونه بوده و خود یزید بن اصم هم خواهرزاده ی وی بوده است. حضور این دو تن در قبر میمونه به نظر موجه می نماید، اما حضور عبد الله بن عباس و عبد الرحمن بن خالد بن وليد که هیچ نسبتی با میمونه ندارند، چه توجیهی می تواند داشته باشد؟!
آیا مواردی که ذکر شد دروغ و فریب نویسنده را آشکار نمی کند؟!

اکنون می پرسیم: وقتی برای زنان رسول اکرم که قطعا مقام و موقعیت آنان نزد خدا و رسول پائین تر از حضرت فاطمه است، این گونه مراسم تشییع و نمازخوانی برگزار می شود، برای حضرت زهرا باید چه مراسمی گرفته می شد که نشد؟! برای سرور زنان عالم!

ألا لعنة الله علی الظالمین

شما مگه فارسی نمیدونید ؟؟با

شما مگه فارسی نمیدونید ؟؟با تمام زحمتی که کشیدید تا متنی را بنفع خود قیچی کنید، آخر این جمله را بریدید ببینید چه نوشتید: 

( عایشه در شب 17 ماه رمضان بعد از نماز وتر فوت کرد . و دستور داد که در همان شب دفن شود . انصار جمع شده و حاضر شدند و شب به خود این همه جمعیت را ندیده است .)

بعد از  نماز وتر ، یعنی دیر وقت شب، و در همان شب دفن شد یعنی بسرعت دفن شد این یعنی اینکه برایش تشیع جنازه مفصل نگرفتند، 

تشیع جنازه مفصل را برای خمینی گرفتند که مردم را از شهرستانها با اتوبوسها  آوردند و جسد آن بیچاره را  6 روز در  روی زمین نگه داشتند،  

آیا فرق مفصل و غیر مفصل را در زبان فارسی نمیدانید؟!!

اما اینکه در همان مدت کوتاه  مردم جمع شدند این  که گناه حضرت عایشه نبود ایشان  که این را نمیخواست، دوما بین زمان  وفات حضرت عایشه و زمان وفات حضرت فاطمه تقریبا 50 سال  فاصله بود  عادت های مردم  داشت عوض میشد، و علاقه به ظواهر بیشتر میشد

 در همین دوران ، جوانی به حضرت حذیفه گفت بمن بگو  که شما با رسول الله چگونه رفتار میکردید، والله اگر حالا زنده میبود، ما نمیگذاشتیم پایشان  بزمین برسد  (منظورش این بود  ایشان را بدوش میگرفتیم   و  و نمیگذاشتیم قدم بر زمین بگذارند :)

پس طبیعی است که این جوانها ی دور از عصر رسول الله   در تشیع جنازه همسر پیامبر جنب جوش زیادی نشان دهند ، اما حضرت ابوبکر  سوداهای بزرگتری از دفن فاطمه  در سر داشت ، ایشان داشت نقشه میکشید که دو ابر قدرت  کافر را از بین ببرد  و  از بین برد برای ابوبکر  اتتقاد همشهری و امثال همشهری اهمیتی نداشت،  و برای علی هم یک ابوبکر با ارزشتر بود از تمام کسانی که  در 30 سال حکومت فقط  دور خود میچرخند و نمیتوانند برای اسلام کاری کنند و فقط هنرشان این است که وقت خود و دیگران را با سخنان بیهوده تلف بنمایند!

 

تصویر پروفایل الهاشمي الحسني

بسم الله الرحمن الرحیم در

بسم الله الرحمن الرحیم

در پاسخ به دو رافضی

اولا فاطمه رضی الله عنها از ابوبکر الصدیق رضی الله عنه رضایت داشتند به شهادت کتب ما و کتب رافضه

کتب اهل سنت(لما مرضت فاطمة أتاها أبو بكر الصديق فاستأذن عليها، فقال علي: يافاطمة هذا أبو بكر يستأذن عليك؟ فقالت: أتحب أن آذن له؟ قال: نعم، فأذنت له فدخل عليها يترضاها، فقال: والله ما تركت الدار والمال، والأهل والعشيرة، إلا إبتغاء مرضاة الله، ومرضاة رسوله، ومرضاتكم أهل البيت، ثم ترضاها حتى رضيت)- السنن الكبرى للبيهقي 6/301

 

کتب رافضه(قال أبو بكر : وحدثنی محمد بن زكریا قال ، حدثنى أبن عائشة ، قال : حدثنى أبى ، عن عمه قال : لما كلمت فاطمه أبا بكر بكى ، ثم قال : یابنة رسول الله ، والله ما ورث أبوك دینارا ولا درهما ، وإنه قال : إن الانبیاء لا یورثون ، فقالت : إن فدك وهبها لى رسول الله صلى الله علیه وآله ، قال فمن یشهد بذلك ؟ فجاء على بن أبى طالب علیه السلام فشهد ، وجاءت أم أیمن فشهدت أیضا ، فجاء عمر بن الخطاب وعبد الرحمن بن عوف فشهد أن رسول الله صلى الله علیه وسلم كان یقسمها ، قال أبو بكر : صدقت یا ابنة رسول الله صلى الله علیه وسلم ، وصدق على ، وصدقت أم أیمن وصدق عمر ، وصدق عبد الرحمن بن عوف ، وذلك أن مالك لابیك ، كان رسول الله صلى الله علیه وسلم یأخذ من فدك قوتكم ، ویقسم الباقی ، ویحمل منه فی سبیل الله ، فما تصنعین بها ؟ قالت : أصنع بها كما یصنع بها أبى ، قال : فلك على الله أن أصنع فیها كما یصنع فیها أبوك ، قالت : الله لتفعلن ! قال : الله لافعلن ، قالت : اللهم اشهد ، وكان أبو بكر یأخذ غلتها فیدفع إلیهم منها ما یكفیهم ، ویقسم الباقی ، وكان عمر كذلك ، ثم كان عثمان كذلك : ثم كان على كذلك )

صفحه ۲۱۷  شرح نهج البلاغة - ابن أبی الحدید ج 16

لینک کتاب http://www.ali12.com/mybooks/find.php?do=show_reslusts&id=248&highlight=قوتكم&table=table_nahj_balaga&type=1

 

می گویند که چرا ابوبکر الصدیق بر فاطمه نماز نخواند پس بینشان مشکلی بوده اما فراموش کرده اند که همسر ابوبکر الصدیق اسماء فاطمه را غسل داده

 

واما این حدیث(فَلَمَّا تُوُفِّيَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ لَيْلاً وَلَمْ يُؤْذِنْ بِهَا أَبَا بَكْرٍ وَصَلَّى عَلَيْهَا عَلِيٌّ )

صحبتی از وصیت دفن در شب نیست بلکه خود علی او را شب دفن می کند و ابوبکر را صدا نمی زند که نماز بخواند بلکه خودش نماز می خواند خیلی هم خوب مشکل در کجاست؟

أشهـد باللـه وآيــــاته ***شهادة أرجو بها عتقي
أن أبا بكر ومن بعـده***ثلاثـة أئـمــة الصــــدق
أربعة بعد النبيـين هم***بغير شك أفضل الخلـق

تصویر پروفایل الهاشمي الحسني

این روافض چون خمینی هندی و

این روافض چون خمینی هندی و بقیه شیوخ خود را در فریزر می گذارند تا همه جمع شوند فکر می کنند علی هم باید این کار میکرده عقل هم چیز خوبی است

أشهـد باللـه وآيــــاته ***شهادة أرجو بها عتقي
أن أبا بكر ومن بعـده***ثلاثـة أئـمــة الصــــدق
أربعة بعد النبيـين هم***بغير شك أفضل الخلـق

این قوم از الله نمیترسد پس

این قوم از الله نمیترسد پس بحث با آنها فایده ای  ندارد اما تو ای خواننده گرامی ببین از همان کتاب طبقات ابن سعد و از همان صفحه 110 این روایت را ندیده است ، یعنی دیده است اما  آنها به مرض قیچی کردن مبتلايند، پس این حقیقت را ننوشته
اخبرنا عارم بن الفضل، حدثنا حماد بن زيد، حدثنا أيوب عن نافع وغيره أن الرجال والنساء كانوا يخرجون بهم سواء، فلما ماتت زينب بنت جحش أمر عمر مناديا فنادى: ألا لا يخرج على زينب إلا ذو رحم من أهلها. فقالت بنت عميس: يا أمير المؤمنين ألا أريك شيئا رأيت الحبشة تصنعه لنسائهم؟ فجعلت نعشا وغشيته ثوبا، فلما نظر إليه قال: ما أحسن هذا! ما أستر هذا! فأمر مناديا فنادى أن اخرجوا على أمكم.
الطبقات الكبرى، ابن سعد، ج 8 ص 110
 ببینید همان جز و همان صفحه است،
 معني روايت اين است كه مردم عاىتا برای  نماز جنازه زن  یا مرد  حاضر میشدند ، اما ام مومنین زینب که مرد، امیر المومنین عمر دستور داد تا منادی نداد دهد كه هیچکس حق ندارد در تشیع جنازه زینب شرکت کند  مگر افراد اهل بیتش!
اما دختر عمیس گفت ای امیر المومنین آیا به تو نگویم چیزی را که  درباره جنازه زنان  حبشه دیدم ،
تختی برجسته ای  درست میکنند و جسد را بطور کامل با پارچه میپوشانند ، عمر که این را دید چه خوب !! چه عالی !! پس دوباره  به مردم دستور داد که حالا میتوانید برای تشیع جنازه مادرتان از خانه بیرون بیایید
(  دستور اول عمر براي اين بود  که  نامحرمي حتی  مرده ایشان را از روی لباس نبیند ( بنیت احترام خاص به ایشان   برای اینکه زن پیامبر زن مهمي  بود )  یعنی  در ابتداء عمر این نیامدن مردم را احترام میدید ( علی هم نیامدن مردم را احترام  به جسد فاطمه میدید) چون از ابتکار حبشی ها بی خبر بود

بعد از ذکر نام الله  تقلب

بعد از ذکر نام الله  تقلب نکن                 

شما  از الطبقات الكبرى، ابن سعد، ج 8 ص 110 بزعم خودت 6 حقیقت را بیرون کشیدی و وقتی پرسیدم چرا حقیقت هفتم را  در همان کتاب و همان صفحه ندیدی؟ جواب ندادی !!چرا جواب نمیدهی ؟!!

  سر آغاز سخن بسم الله باشد و زیرش کذب و  دروغ و تقلب و ناسزا باشد این بسیار زشت است و  و دلیل آوری از محمد باقر مجلسی خیلی  زشتتر

تصویر پروفایل الهاشمي الحسني

بسم الله الرحمن الرحیم آقایان

بسم الله الرحمن الرحیم

آقایان روافض که استناد می کنند به طبقات الکبری ابن سعد

به اینها هم نگاهی بیاندازند   ذكر بنات رسول الله صلى الله عليه وسلم

أخبرنا محمد بن عمر أخبرنا عمر بن محمد بن عمر بن علي عن أبيه عن علي بن حسين عن بن عباس قال فاطمة أول من جعل لها النعش عملته لها أسماء بنت عميس وكانت قد رأته يصنع بأرض الحبشة أخبرنا محمد بن عمر حدثني عبد الرحمن بن عبد العزيز عن عبد الله بن أبي بكر بن محمد بن عمرو بن حزم عن عمرة بنت عبد الرحمن قالت صلى العباس بن عبد المطلب على فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم ونزل في حفرتها هو وعلي والفضل بن عباس أخبرنا محمد بن عمر حدثنا معمر عن الزهري عن عروة عن عائسة قالت نزل في حفرة فاطمة العباس وعلي والفضل أخبرنا محمد بن عمر حدثنا معمر عن الزهري عن عروة أن عليا صلى على فاطمة أخبرنا محمد بن عمر حدثنا قيس بن الربيع عن مجالد عن الشعبي قال صلى عليها أبو بكر رضي الله تعالى عنه وعنها أخبرنا شبابة بن سوار حدثنا عبد الأعلى بن أبي المساور عن حماد عن إبراهيم قال صلى أبو بكر الصديق على فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم فكبر عليها أربعا أخبرنا مطرف بن عبد الله اليساري حدثنا عبد العزيز بن أبي حازم عن محمد بن عبد الله عن الزهري قال دفنت فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم ليلا ودفنها علي أخبرنا أنس بن عياض حدثنا يونس بن يزيد الأيلي عن بن شهاب قال دفنت فاطمة ليلا دفنها علي

أشهـد باللـه وآيــــاته ***شهادة أرجو بها عتقي
أن أبا بكر ومن بعـده***ثلاثـة أئـمــة الصــــدق
أربعة بعد النبيـين هم***بغير شك أفضل الخلـق

تصویر پروفایل الهاشمي الحسني

نهايت جهل رافضى را

نهايت جهل رافضى را ببينيد(وقتی می گویم سکوت کنید، برایتان بهتر است، یعنی بهتر است جناب سجودی! در روایت دوم دیدید که ابوبکر چگونه اصرار می کند که بر حضرت وارد شود، اما اسماء بنا به وصیت حضرت اجازه نمی دهد؟ چرا خلیفه ی وقت اینجا مساله ی احترام و ندیدن نامحرم را در نظر نمی گیرد؟!)

 

حال ببینیم الاربلی در کشف الغمه چه می گوید(حِلد ۲:فلنبدأ الآن بذكر فاطمة (عليها السلام)و عن أسماء بنت عميس : أن فاطمة بنت رسول الله قالت لأسماء إني قد استقبحت

 

ما يصنع بالنساء أنه يطرح على المرأة الثوب فيصفها لمن رأى فقالت أسماء يا بنت رسول الله أنا أريك شيئا رأيته بأرض الحبشة قال فدعت بجريدة رطبة فحنتها ثم طرحت عليها ثوبا فقالت فاطمة (عليها السلام) ما أحسن هذا و أجمله لا تعرف به المرأة من الرجل قال قالت فاطمة فإذا مت فغسليني أنت و لا يدخلن علي أحد فلما توفيت فاطمة (عليها السلام) جاءت عائشة رضي الله عنها لتدخل عليها فقالت أسماء لا تدخلي فكلمت عائشة أبا بكر رضي الله عنهما فقالت إن هذه الخثعمية تحول بيننا و بين ابنة رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) و قد جعلت لها مثل هودج العروس فجاء أبو بكر فوقف على الباب فقال يا أسماء ما حالك على أن منعت أزواج النبي (صلى الله عليه وآله وسلم) و جعلت لها مثل هودج العروس فقالت أسماء لأبي بكر هي أمرتني أن لا يدخل عليها أحد و أريتها هذا الذي صنعت و هي حية فأمرتني أن أصنع لها ذلك فقال أبو بكر رضي الله عنه اصنعي ما أمرتك فانصرف و غسلها علي و أسماء

اصراری در کار نیست همانطور که شیخ رافضی خودت اربلی می گوید

 

وهمینطور اگر تمام این قسمت را بخوانند حِلد۲ کتاب را می فهمند که امامشان اربلی اصلا مانند این روافض فکر نمی کند وحتی در کتاب خود از صحابه خصوصا خلفاء الراشدین علیهم السلام ابراز رضایت می کند

 

واما یک حرف بسیار خنده داری هم این عبدالقبور رافضی زده(

محمد بن ابراهیم می گوید: به خاطر گرمای طاقت فرسای روز دفن، عمر دستور داد تا بر قبر زینب در بقیع چادری زدند، و این اولین چادری بود که بر سر قبری در بقیع زده می شد.
أخبرنا محمد بن عمر، حدثني موسى بن محمد بن إبراهيم بن الحارث عن أبيه قال: أمر عمر بفسطاط فضرب بالبقيع على قبرها لشدة الحر يومئذ فكان أول فسطاط ضرب على قبر بالبقيع.
الطبقات الكبرى، ابن سعد، ج 8 ص 113

توجه کنید که زینب نخستین همسر رسول خداست که از دنیا می رود و در بقیع دفن می شود. پس این رویه ایست که بعدا هم اعمال خواهد شد.
و بنگرید که عمر بن خطاب چگونه حرمت زینب را با زدن سایبانی بر سر قبرش در بقیع، پاس می دارد. اما لعنت بر دشمنان خاندان رسالت که حاضر نیستند سایبانی بر سر فرزندان و جگر پاره های رسول خدا که در بقیع مدفون هستند برپا شود؛ و هرآنچه از بقاع در آنجا بوده را به بهانه ی شرک نابود کرده اند. در حالی که سید جوانان اهل بهشت و ریحانه ی رسول خدا در آنجا دفن است.
خدایا از ظلم ظالمان به تو شکایت می برم.))

نهایت حِهل و قبر پرستی روایت به وضوح می گوید بخاطر گرمای شدید بالای سر کسانی که قبر می کندند حِادری زدند تا گرما اذیتشان نکند نه اینکه این حِادر را روی قبر زینب برپا کردند که بر قبر او آفتاب نتابد ویا اینکه تا ابد آن حِادر برپا بوده .اما شما روافض مشرکین فورا اشتباه می فهمید و فکر می کنید این کار صحابه دلیل بر ساختن قصر بالای قبور است اگر سیده فاطمه وصیت نمی کرد برای او هم سایبان می زدند در ضمن ایشان شب دفن شده سایبان بزنن برای حِه برای اینکه نور مهتاب اذیتشان نکند؟!

هرکسی در بقیع دفن باشد ما نهی شده ایم که روی قبور قصر قارون بسازیم بعدش عده ای نادان هم داخل اضرحه پول وعریضه بیاندازند مانند چاه حِمکران که نامه فدایت شوم برای مهدیتون می فرستید

أشهـد باللـه وآيــــاته ***شهادة أرجو بها عتقي
أن أبا بكر ومن بعـده***ثلاثـة أئـمــة الصــــدق
أربعة بعد النبيـين هم***بغير شك أفضل الخلـق

ببينيد كه این  انسان چه نوشته

ببينيد كه این  انسان چه نوشته است:

اولاً این که ما شیعیان برای اثبات اعتقادات و احکام خود، همواره در طول تاریخ برای اسکات خصم و اتمام حجت مخالفین، از منابع و کتب اهل سنت مدرک آورده ایم (به خلاف اهل سنت که عاجز از اثبات حتی یک مورد از ادعاهای خود از کتب شیعه بوده و هستند!)، ظاهرا ً شما را دچار توهم نموده که اگر خواستید با ما محاجّه کنید باید از کتب اهل سنت دلیل بیاورید! نخیر جانم، اگر ما برای اقناع شما از کتب اهل سنت دلیل می آوریم، شما هم باید برای اقناع ما باید از کتب شیعه دلیل بیاورید.

فکر کنید یک بهایی از شیعه بخواهد که از کتب اهل بهاء برای اثبانیت حقانیت شیعه دلیل بیاورد ، در کتاب بهاء الله شیعه چه حقی را میتواند پیدا کند که از ما میخواهد  با استناد به  کتب محمد باقر مجلسی، حقانیت اهل سنت را ثابت کنیم؟ یا از کتب لینین و مارکس، حقانیت اسلام را ثابت کنیم ؟!!

سبحان الله! جهالت این قوم  ،  آیا مرز  و نهایتی ندارد؟

سلام علیکم اقای همشهری وامثال

سلام علیکم
اقای همشهری وامثال این اقا شما رو به خدا از شبهه افکنی چه دست گیرتان می شود جزء عذاب خدا اخرو شما وامثال شما کجا بودید ان وقت که اصحاب پیامبر تا پای مال و جان و اولادشان از اسلام وپیامبر دفاع کردندو با هر کسی که کوچکترین توهینی به پیامبر می کرد باهاش جهاد می کردند تا اینکه شهید شود یا طرف مقابل را بکشند خوب من وتو چی حالا که دانمارک وامریکاو حتی داخل ایران به پیامبر فوش می دهند کلیکاتورش را می کشند نعوذوباالله زنا کارش می دانند اون وقت توی بی غیرت صدایی ازت بلند نمیشه حاضر نیستی در راه خدا خاری به دست بچه ات یا خانواده ات برود ولی صحابه خانوادشان را فدای دین کردند اخر بگو ببینم من وتو وامثال تو چه خیری برای دین داشتیم جزء شرو فتنه وکسی از مسلمانان که حالا جهاد کند می گویید اون تروریست است پس دیگه این همه ادعا وتهمت به صحابه چیه اگر پیامبر بر جنازه ی صحابه ای نماز نخواند این نشان می دهد که پیامبر به ان صحابه علافه ای نداشته ما می دانیم که بی بی فاطمه را چه کسی غسل داد خوب مگر دختر ابوبکر نبود اگر حضرت با بی بی فاطمه دشمنی داشت دخترش را به خاطر این کار اعدام می کرد ولی چه کنیم که در مقابل این حرف ها ناشنوا می شوید وبه خاطر تعصب حقایق را می پوشانید وبه چند حدیث موضوع بسنده می کنید این استدلال شما که چرا برای عائشه مردم امدندند ولی برای بی بی فاطمه نیامدن خیلی استدلال بی اساسی همین طور که افای سجودی فرمودند بین عائشه وبی بی فاطمه پنجاه سال فاصله بوده و رسمشان عوض شده همچنان که این استدلال جنابعالی به این می ماند که چون در گذشته در ایران اگر جوانی فوت می کرد اورا با طبل وساز دفن می کردند و چون امکانات و وسایل نقلیه کم بوده مردم چند روستای دور و بر می امدند ولی حالا اگر جوانی بمیرد با گریه و زاری دفن می کنند و مردم زیادی از شهرهای دور می ایند ایا می شود بگویید که مردم در گذشته از فوت فرزندانشان خوشحال بودند و به این استدلال کنی که قبلا ساز می اوردند ولی حالا کریه می کنند واین رسم در سی سال پیش بوده و حتی به پنجاه سال نرسیده پس ما که اونجا نبودیم و وضعیت را ندیدیم وشرایط را نمی دانتیم چرا بشینیم داستان صغری و کبری بچینیم و اون را دلیل کنیم برای توهین به صحابه اگر کسی بخواهد شبهه بیندازد می تواند شبهه ی بی اساس بیاندازد اما جوا ب خدارو چه می دهد و در مورد اینکه امام عمر بر زینب بنت جحش (رض) نماز خوانده ولی ابوبکر بر بی بی نماز نخوانده خوب در زمان فوت بی بی شوهرش زنده بود واز هر کسی مستحق تر برای این کار اگر پیامبر هم در زمان فوت زینب در قید حیاط بودند بی شک خودشان نمازش را می خواندند ولی چون در قید حیاط نبودند پس وظیفه ی جانشینش بود که بر او نماز بخواند واین شبهه خیلی بچگانه است و در اخر بنده سه سوال از اهل تشییع دارم که امید وارم جواب بدهد
1_ایا پیامبر بر تک تک اصحابش به جزء شهیدان نماز خواند خوب اگر جواب منفی پس این نشان می دهد پیامبر به اصحابش بی اعتنا بوده اگر جواب مثبت است دلیلتان چیست؟
2_ایا شرکت در تدفین اموات بر تمام مسلمانان واجب یا نه دلیل خود تان را بنویید؟
3_مگر نماز میت واجب کفایه نیست پس نماز بر جنازه ی بی بی هم همسرش خواند که از هر کسی مستحق تر برای این کار بود پس چرا ابو بکر را گناه کار می دانید به چه دلیل؟